در گذشته مساجد به عنوان پایگاه های فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی به شمار می رفتند و در واقع بستری برای مدیریت و توسعه دین بوده اند، در حال حاضر مساجد احیاء سنتهای دین را دنبال می کند اما باید یک نقش دیگر را نیز در دستور کار خود داشته باشد و آن انتقال و ارتقاء مفاهیم فرهنگی متناسب با شرایط روز است. و این مهم توسط امام جماعت محقق خواهد شد.
امام جماعت نقش کلیدی و محورین در تعمیق و احیای کارکرد مسجد دارد. عاملی که جذابیت ویژه به مساجد می بخشد، در حقیقت وی یکی از عوامل توسعه به حساب می آید.
بی تردید مسجدی می تواند همان مسجد مورد نظر اسلام و پیامبر باشد که یک امام جماعت، با توان مدیریتی بالا، عادل و جامع آن را رهبری کند. براستى مصداق کامل آنان که مساجد خدا را عمارت می کنند ائمه جماعاتى هستند که در ابعاد گوناگون مسجد را گرم و رونق می بخشد. بر همین پایه است که فقیهان مصرف نمودن درآمدهاى مربوط به مسجد را براى امام جماعت جایز می شمردند. زیرا آن بخش از اموال مسجد که در این راه هزینه شود در حقیقت براى آبادى رونق و تعمیر مسجد صرف شده است. تعمیرى که از عمارت مادى مسجد به مراتب بالاتر و برتر است چه برخوردارى مسجد از امام جماعتى که شایسته موجب عمران و آبادى معنوى آن است.
علامه طباطبایی در بحث روایی ذیل آیه «اقیموا وجوهکم عند کل مسجد»نقل می کند که منظور «ائمه» می باشند و توضیح می دهد که مراد از ائمه، امامان جماعت هستند. ایشان در ادامه بحث روایی اضافه می کند که منظور از «خذوا زینتکم عند کل مسجد» نیز «ائمه» می باشند فلذاست که جلو انداختن امام جماعت، زینت نماز است و بسیار پسندیده و مستحب است که برگزیدگان و خوبان جامعه برای امامت انتخاب شوند.1
ابن خلدون امامت جماعت و پیش نمازی را از شئون امامت بزرگ یا خلافت اسلامی به حساب می آورد:
« باید دانست که کلیه مناصب شرعی دینی، مانند نماز (پیشنمازی) و فتوی و قضا یا داوری و جهاد و محتسبی در زیر عنوان امامت بزرگ یا خلافت مندرج است، چنان که گویی خلافت به منزله دستگاه رهبری بزرگ و ریشه جامع و کامل است و اینها (یعنی مناصبی را که یاد کردیم) از آن منشعب می شود و داخل در آن است؛ از این رو که خلافت و تصرفات آن به طور عموم ناظر بر همه احوال دینی و دنیوی اسلام است و اجرای احکام شرع درباره امور این جهان و آن جهان مردم می باشد. پیشنمازی این منصب بالاترین مقامات دستگاه خلافت است و برتر از همه مناصب و بخصوص بالاتر از مقام پادشاهی است که هر دو مندرج در خلافت اند.»2
حضرت امام خمینی نیز با توجه به نقش مهم مسجد در ابعاد عبادی ـ سیاسی، نظامی و اجتماعی، وظیفه امام جماعت را بسیار گستردهتر از یک نماز جماعت میدانستند، و لزوم شایستگی و احراز شایستگی امام جماعت را مورد تأکید قرار میدادند و بر این مسئله تأکید داشتند که استقامت هر مسجد و اهل مسجد بستگی به امام جماعت آن دارد، چرا که گاه عدم شایستگی او، موجب انحراف و دوری جماعتی از مسلمین از مسیر حق میشود. آن فقید فرزانه میفرمودند:
«استقامت هر مسجدی و اهل هر مسجد به عهدة امام مسجد است. ...گویندهها باید مستقیم باشند تا بتوانند مستقیم کنند. ائمه جماعات باید مستقیم باشند تا بتوانند مستقیم کنند دیگران را.»3
توجه خاص آن بزرگوار بر لزوم دقت و حساسیت در تعیین و نصب امام جماعت مخصوصاً در مساجد خاص و پرجمعیت تا آنجا بود که حتی در مواردی شخصاً امام جماعت برخی از مساجد را انتخاب و معرفی میکردند4که این انتخابها از دو جهت حائز اهمیت و قابل دقت میباشد:
اولاً: تعیین و انتخاب امام جماعت مساجد به قدری مهم و حائز اهمیت است که در بعضی موارد رهبر حکومت اسلامی، شخصاً اقدام میفرمودند.
ثانیاً: با توجه به تأکیدات مکرر آن بزرگوار بر نقش سیاسی، اجتماعی و نظامی مسجد، علاوه بر نقش عبادی آن، این مطلب به دست میآید که لازم است ائمه جماعات مساجد، افرادی آگاه به زمان و با تأیید علماء انتخاب شوند.5
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
فضیلت نماز جماعتبیست و پنجبرابر نماز فرادا میباشد.
«وسائل الشیعة/ج 5/ص 374»
عن الرضا علیه السلام قال:
انما جعلت الجماعة لئلا یکون الاخلاص و التوحید و الاسلام و العبادة لله الا ظاهرا مشکوفا مشهورا.
امام رضا علیه السلام فرمود:
علت تشریع نماز جماعت آن است که اسلام و توحید و بندگی و اخلاص به خداوند متعال در معرض دید عموم و ظاهر و مشهور در میان مردم باشد.
«وسائل الشیعه/ج 5/ص 372»
3. دو برگ رهایی
و قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
من صلی اربعین یوما الصلوات فی جماعة لا یفوته تکبیرة الاحرام کتب له برآئتان، برآئة من النفاق و برآئة من النار.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
هر کس چهل روز نمازهای خود را با جماعتبخواند بطوریکه یک تکبیرة الاحرام از او فوت نشود، دو برائت آزادی برای او نوشته میشود، یکی نجات از نفاق و دیگری رهائی از آتش.
«محجة البیضاء/ج 1/ص 344»
4. صف جهاد و صف جماعت
قال ابو الحسن موسی بن جعفر علیه السلام:
ان الصلاة فی الصف الاول کالجهاد فی سبیل الله عز و جل.
امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمود: در صف اول جماعت همانند جهاد در راه خداوند متعال است.
نماز
«وسائل الشیعه/ج 5/ص 387»
5. صفوف نخستین جماعت
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
ان الله و ملائکته یصلون علی الذین یصلون الصفوف الاول.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
خدا و فرشتگانش بر کسانی که صفهای اول- نماز جماعت- را بهم پیوند میدهند، درود میفرستند.
«کنز العمال/ج 7/ص 633/حدیث 20629»
بخش دوم: نماز جماعت
فصل دوم: ضرورت جماعت
6. حضور در جمع و جماعت
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
ان الشیطان ذئب الانسان کذئب الغنم یاخذ الشاة القاصیة و الناحیة فایاکم و الشعاب و علیکم بالجماعة و العامة و المسجد.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
شیطان گرگ انسان است، همانند گرگ گوسفندان که همیشه میشهای دور افتاده و کناره گیر را میگیرد. پس، از دستهبندیها(گروه گرائی و خط بازی) بپرهیزید و بر شما باد به حضور در جماعت و مجالس عمومی و مسجد.
«کنز العمال/ج 7/ص 581/حدیث 20355»
7. قطع رابطه با تکروان
ان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قال:
لا صلاة لمن لا یصلی فی المسجد مع المسلمین الا من علةو لا غیبة الا لمن صلی فی بیته و رغب عن جماعتنا و من رغب عن جماعة المسلمین سقطت عدالته و وجب هجرنه.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
کسی که-بدون هیچ عذری-نماز خود را همراه دیگر مسلمانان در مسجد نمیخواند نمازش مقبول نیست و غیبت احدی جایز نیست مگر کسی که نمازش را در خانه میخواند- و در جماعتحاضر نمیشود - و به حضور در اجتماع مسلمین بی رغبت است و هر آنکس که چنین باشد از عدالتساقط و دوری از او واجب میباشد.
«وسائل الشیعه/ج 5/ ص 394»
8. بی اعتنائی به نماز جماعت
عن ابی جعفر علیه السلام قال: قال امیرالمؤمنین علیه السلام:
من سمع الندآء فلم یجبه من غیر علة فلا صلاة له.
امام باقر علیه السلام از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل میفرماید که حضرتش فرمود:
هر که صدای اذان جماعت را بشنود و بدون هیچ عذری اجابت نکند نماز ندارد (نمازش مقبول نیست).
«وسائل الشیعه/ج 5/ ص 375»
9. کیفر ترک نماز جماعت
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
لینتهین اقوام لا یشهدون الصلاة او لامرن مؤذنا یؤذن ثم یقیم ثم امر رجلا من اهل بیتی-و هو علی علیه السلام - فلیحرقن علی اقوام بیوتهم بحزم الحطب لانهم لا یاتون الصلاة.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
آنانکه در نماز جماعتحاضر نمیشوند لازم است از اینکار خودداری کنند و گرنه دستور خواهم داد مؤذن اذان و اقامه بگوید.آنگاه- پس از اقامه جماعت- یکی از اهل بیتخود را (که علی علیه السلام باشد) فرمان میدهم تا خانههای کسانی را که در جماعتحاضر نشدهاند، با بستههای هیزم به آتش کشد.
«وسائل الشیعه/ج 5/ ص 376»
10. نماز جماعت، میزان شناسایی
عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم انه قال:
ان سئلت عمن لم یشهد الجماعة فقل: لا اعرفه.
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
اگر درباره کسی که به نماز جماعتحاضر نمیشود از تو سؤالی نمودند، بگو من او را نمیشناسم.
«محجة البیضآء/ج 1/ص 342»
آداب جماعت
11. به پیش برای نماز جماعت
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
اذا سمعت الاذان فات و لو حبوا.
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
هنگامی که اذان نماز را شنیدی- هر چه سریعتر- به مسجد بیا، گر چه سینهخیز باشد.
«کنز العمال/ج 7/ ص 578/ حدیث 20337»
12. امام جماعت
ان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قال:
امام القوم وافدهم فقدموا فی صلاتکم افضلکم.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
امام جماعت هر جمعی نماینده آنان-در پیشگاه خداوند- میباشد پس برای امامت جماعتخود بهترینها را برگزینید.
«بحار الانوار/ج 88/ص 109»
13. پیوند دلها در نماز جماعت
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
استووا تستو قلوبکم و تماسوا تراحموا.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
-صفهای نماز جماعت را- هماهنگ و تنظیم نمائید تا دلهایتان متعادل شود و شانهها در تماس با هم باشد، تا مهربانی افزوده شود.
«کنز العمال/ج 7/ص 623/حدیث 20575»
14. امام جماعت ضامن نیست
عن ابی عبدالله علیه السلام انه ساله رجل عن القراءة خلف الامام فقال علیه السلام:
لا، ان الامام ضامن للقراءة و لیس یضمن الامام صلاة الذین خلفه انما یضمن القراءة:
کسی از امام صادق علیه السلام در مورد خواندن حمد و سوره در نماز جماعتسؤال نمود، حضرت فرمود:
نخوانید چون امام جماعت ضامن قرائتحمد و سوره است اما ضامن نماز مامومین نیست- فقط قرائتبعهده اوست-.
«وسائل الشیعه/ج 5/ ص 421»
15. سرعت در نماز جماعت
عن ابی عبدالله علیه السلام قال:
صلی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم الظهر و العصر فخفف الصلاة فی الرکعتین فلما انصرف...قالوا:
خففت فی الرکعتین الاخیرتین؟
فقال لهم: او ما سمعتم صراخ الصبی؟!
امام صادق علیه السلام فرمود:
روزی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نماز ظهر و عصر میخواندند، ناگهان دو رکعت آخر نماز را سبکتر خواندند، اصحاب پس از ادای نماز سؤال نمودند که-آیا دستور جدیدی آمده؟ فرمود برای چه؟
گفتند:- چرا دو رکعت آخر نماز را سبکتر بجا آوردی؟
فرمود: مگر فریاد- گریه-کودک را نشنیدید؟!
«وسائل الشیعه/ج 5/ ص 369».
ان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قال
:
صلاة الجماعة افضل من صلاة الفرد بخمس و عشرین درجة
2. حکمت نماز جماعت
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
فضیلت نماز جماعتبیست و پنجبرابر نماز فرادا میباشد.
«وسائل الشیعة/ج 5/ص 374»
عن الرضا علیه السلام قال:
انما جعلت الجماعة لئلا یکون الاخلاص و التوحید و الاسلام و العبادة لله الا ظاهرا مشکوفا مشهورا.
امام رضا علیه السلام فرمود:
علت تشریع نماز جماعت آن است که اسلام و توحید و بندگی و اخلاص به خداوند متعال در معرض دید عموم و ظاهر و مشهور در میان مردم باشد.
«وسائل الشیعه/ج 5/ص 372»
3. دو برگ رهایی
و قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
من صلی اربعین یوما الصلوات فی جماعة لا یفوته تکبیرة الاحرام کتب له برآئتان، برآئة من النفاق و برآئة من النار.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
هر کس چهل روز نمازهای خود را با جماعتبخواند بطوریکه یک تکبیرة الاحرام از او فوت نشود، دو برائت آزادی برای او نوشته میشود، یکی نجات از نفاق و دیگری رهائی از آتش.
«محجة البیضاء/ج 1/ص 344»
4. صف جهاد و صف جماعت
قال ابو الحسن موسی بن جعفر علیه السلام:
ان الصلاة فی الصف الاول کالجهاد فی سبیل الله عز و جل.
امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمود: در صف اول جماعت همانند جهاد در راه خداوند متعال است.
نماز
«وسائل الشیعه/ج 5/ص 387»
5. صفوف نخستین جماعت
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
ان الله و ملائکته یصلون علی الذین یصلون الصفوف الاول.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
خدا و فرشتگانش بر کسانی که صفهای اول- نماز جماعت- را بهم پیوند میدهند، درود میفرستند.
«کنز العمال/ج 7/ص 633/حدیث 20629»
بخش دوم: نماز جماعت
فصل دوم: ضرورت جماعت
6. حضور در جمع و جماعت
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
ان الشیطان ذئب الانسان کذئب الغنم یاخذ الشاة القاصیة و الناحیة فایاکم و الشعاب و علیکم بالجماعة و العامة و المسجد.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
شیطان گرگ انسان است، همانند گرگ گوسفندان که همیشه میشهای دور افتاده و کناره گیر را میگیرد. پس، از دستهبندیها(گروه گرائی و خط بازی) بپرهیزید و بر شما باد به حضور در جماعت و مجالس عمومی و مسجد.
«کنز العمال/ج 7/ص 581/حدیث 20355»
7. قطع رابطه با تکروان
ان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قال:
لا صلاة لمن لا یصلی فی المسجد مع المسلمین الا من علةو لا غیبة الا لمن صلی فی بیته و رغب عن جماعتنا و من رغب عن جماعة المسلمین سقطت عدالته و وجب هجرنه.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
کسی که-بدون هیچ عذری-نماز خود را همراه دیگر مسلمانان در مسجد نمیخواند نمازش مقبول نیست و غیبت احدی جایز نیست مگر کسی که نمازش را در خانه میخواند- و در جماعتحاضر نمیشود - و به حضور در اجتماع مسلمین بی رغبت است و هر آنکس که چنین باشد از عدالتساقط و دوری از او واجب میباشد.
«وسائل الشیعه/ج 5/ ص 394»
8. بی اعتنائی به نماز جماعت
عن ابی جعفر علیه السلام قال: قال امیرالمؤمنین علیه السلام:
من سمع الندآء فلم یجبه من غیر علة فلا صلاة له.
امام باقر علیه السلام از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل میفرماید که حضرتش فرمود:
هر که صدای اذان جماعت را بشنود و بدون هیچ عذری اجابت نکند نماز ندارد (نمازش مقبول نیست).
«وسائل الشیعه/ج 5/ ص 375»
9. کیفر ترک نماز جماعت
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
لینتهین اقوام لا یشهدون الصلاة او لامرن مؤذنا یؤذن ثم یقیم ثم امر رجلا من اهل بیتی-و هو علی علیه السلام - فلیحرقن علی اقوام بیوتهم بحزم الحطب لانهم لا یاتون الصلاة.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
آنانکه در نماز جماعتحاضر نمیشوند لازم است از اینکار خودداری کنند و گرنه دستور خواهم داد مؤذن اذان و اقامه بگوید.آنگاه- پس از اقامه جماعت- یکی از اهل بیتخود را (که علی علیه السلام باشد) فرمان میدهم تا خانههای کسانی را که در جماعتحاضر نشدهاند، با بستههای هیزم به آتش کشد.
«وسائل الشیعه/ج 5/ ص 376»
10. نماز جماعت، میزان شناسایی
عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم انه قال:
ان سئلت عمن لم یشهد الجماعة فقل: لا اعرفه.
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
اگر درباره کسی که به نماز جماعتحاضر نمیشود از تو سؤالی نمودند، بگو من او را نمیشناسم.
«محجة البیضآء/ج 1/ص 342»
آداب جماعت
11. به پیش برای نماز جماعت
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
اذا سمعت الاذان فات و لو حبوا.
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
هنگامی که اذان نماز را شنیدی- هر چه سریعتر- به مسجد بیا، گر چه سینهخیز باشد.
«کنز العمال/ج 7/ ص 578/ حدیث 20337»
12. امام جماعت
ان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قال:
امام القوم وافدهم فقدموا فی صلاتکم افضلکم.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
امام جماعت هر جمعی نماینده آنان-در پیشگاه خداوند- میباشد پس برای امامت جماعتخود بهترینها را برگزینید.
«بحار الانوار/ج 88/ص 109»
13. پیوند دلها در نماز جماعت
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
استووا تستو قلوبکم و تماسوا تراحموا.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
-صفهای نماز جماعت را- هماهنگ و تنظیم نمائید تا دلهایتان متعادل شود و شانهها در تماس با هم باشد، تا مهربانی افزوده شود.
«کنز العمال/ج 7/ص 623/حدیث 20575»
14. امام جماعت ضامن نیست
عن ابی عبدالله علیه السلام انه ساله رجل عن القراءة خلف الامام فقال علیه السلام:
لا، ان الامام ضامن للقراءة و لیس یضمن الامام صلاة الذین خلفه انما یضمن القراءة:
کسی از امام صادق علیه السلام در مورد خواندن حمد و سوره در نماز جماعتسؤال نمود، حضرت فرمود:
نخوانید چون امام جماعت ضامن قرائتحمد و سوره است اما ضامن نماز مامومین نیست- فقط قرائتبعهده اوست-.
«وسائل الشیعه/ج 5/ ص 421»
15. سرعت در نماز جماعت
عن ابی عبدالله علیه السلام قال:
صلی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم الظهر و العصر فخفف الصلاة فی الرکعتین فلما انصرف...قالوا:
خففت فی الرکعتین الاخیرتین؟
فقال لهم: او ما سمعتم صراخ الصبی؟!
امام صادق علیه السلام فرمود:
روزی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نماز ظهر و عصر میخواندند، ناگهان دو رکعت آخر نماز را سبکتر خواندند، اصحاب پس از ادای نماز سؤال نمودند که-آیا دستور جدیدی آمده؟ فرمود برای چه؟
گفتند:- چرا دو رکعت آخر نماز را سبکتر بجا آوردی؟
فرمود: مگر فریاد- گریه-کودک را نشنیدید؟!
«وسائل الشیعه/ج 5/ ص 369».
ان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قال
:
صلاة الجماعة افضل من صلاة الفرد بخمس و عشرین درجة
2. حکمت نماز جماعت
تاثير نماز بر سلامت جسمي كودكان
و خانواده ات را به نماز و صبر نمودن بر آن امر كن ( سوره مباركه طه ـ آيه شريفه 132 )
پزشكان اطفال ضرب المثل مشهوري بدين مضمون دارند كه " كودكان " هرگز بزرگسالان كوچك نيستند. بدين معنا كه عوالم رواني وحتي جسمي كودكان به كلي متفاوت از بزرگسالان است و جا دارد حتي آنها را نوع ديگر از انسان به حساب آوريم و در بعد بررسي فوايد پزشكي نماز ، نكات متعددي را به سلامتي كودكان ، جداي از بزرگسالان اختصاص دهيم. اما از آنجا كه بنا را بر اختصار گذاشته اين تنها طي دو نكته و به گونه اي فهرست وار ، از برخي تاثيرات مستقيم و غير مستقيم نماز بر سلامت جسمي و رواني كودكان ، سخن مي گوييم .
پيشگيرى از افسردگى با نماز صبح
افسردگى (DEPRESSION) حالتى احساسى است كه مشخصهاش اندوه، بىاحساسى (APATHY) ، بدبينى (PESSIMISM) و احساس تنهايى است. اين بيمارى كه امروزه از شيوع بالايى در ميان مراجعه كنندگان به كلينيكهاى روانپزشكى برخوردار است، داراى تظاهرات متنوع و زيادى بوده كه از مهمترين آنها مىتوان به اختلالات خواب اشاره نمود. تحقيقات نشان مىدهد 75 درصد از بيماران افسرده مشكلى در خواب (چه به صورت بى خوابى و چه پرخوابى) دارند و...
تأثیر نماز بر عفونت های گوارشی
عوامل عفونی مختلف اعم از باكتری ها، ویروس ها و انگل ها، می توانند باعث درگیری دستگاه گوارش انسان و مشكلات متعدد ناشی از آن شوند.
این مشكلات می توانند از یك خارش ساده شبانه بر اثر ابتلا به نوعی انگل، تا اسهال های وحشتناك تظاهر كنند. اما یكی از برجسته ترین مواردی كه در آن شعار معروف علم طب: " پیشگیری همیشه مؤثرتر از درمان است " صدق می كند، همین مورد عفونت های گوارشی است.
- سرما و نماز شب ( شهید غلامرضا ابراهیمی)
|
نماز سحر |
|
به خــــــرابــــــات روم بهـــر نگهداري دل |
تا بر پير كنم شكــــــــوه زبيمـــــاري دل |
او شــب و روز بســــوزد زغـــــم عشق بتان |
من بسوزم به غــــم و رنج گرفتــــاري دل |
اشك من سرخ و رخم زرد شد و موي سپيد |
روز من گشت چو شب بهر سيه كاري دل |
هر چه كرديم عـــلاج دل بيمـــــار نشــــد |
تنگ شد حوصـــله از بهـــر نگهداري دل |
خواب راحت نكنــــد آنكه دلش بيدارست |
ماشبي صبـح نكـــــرديــــم به بيداري دل |
اي فنــا چارة دردت نتـــــوان كـــــرد مگر |
اشك خــــــونين و نماز سحر و زاري دل |
نماز آخرين |
به نماز بست قامت كــه نهــد بــه عـرش يارا به خدا علــي نبينــد به نمــاز، به جز خــدا را چو بگفــت نــام « ا... » و ادا نمـــود « اكبــر» بگرفت هيبت حــق همــه ملــك ما سِوي را نَبًوُد زسجده خوشتر، به خـدا قســم، علـي را كه خــداي مي پسنــدد به ســجود او دعا را به نماز آخــرينش چـه گـذشت؟ مـن نـدانم كه نداي دعوت آمد، شه ملــك«هل اتي» را شب تار از اين مصيبت، بدريـد سيــنه خــود اثــرات اين سحـــر شـد همــه جاي آشكارا چه گذشت يارب آن دم به دل غمين زينب؟ چو بديد غرفه در خون،سروروي مرتضي را زشهــادت علــي شــد چــو تمـام صبر زينب چــه كنــد اگــر كــه بيند شهداي كربلا را؟ زگــناه خــود به محشر چه غمت بود «حسانا» كه ولاي او كشــانــد بســوي بهـشت مــا را |
هنگامی که علی علیهالسلام در جنگ صفّین سرگرم نبرد بود، در میان هر دو صف کارزار، مراقب حرکت و وضعیّت خورشید بود [تا ببیند چه وقت به وسط آسمان میرسد تا نماز ظهر را بخواند].
- اهتمام علی علیهالسلام به نماز اوّل وقت
ابن عبّاس عرض کرد: «یا امیرالمومنین، این چه کاری است که میکنید؟»
حضرت فرمود: «منتظر زوال هستم تا نماز بخوانیم.»
ابن عبّاس گفت: «آیا حالا وقت نماز است با وجود اینکه سرگرم پیکار هستیم؟»
علی علیهالسلام فرمود: «جنگ ما با ایشان بر سر چیست؟ تنها به خاطر نماز است که با آنها نبرد میکنیم.»
امام سجّاد (علیهالسّلام و نماز اعرابی
عربی وارد مسجد پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم شد، با عجله تمام دو رکعت نماز گزارد، در هیچ رکنی رعایت شرایط و آداب مربوطه را نکرد و در قرائت و حفظ مخارج و الفاظ و حروف و کلمات هیچگونه دقّتی بعمل نیاورد. به عبارت دیگر، نماز را با طمأنینه و سکون، و وقار و خضوع و خشوع بجا نیاورد. آنگاه برای دریافت مزد نمازی که خوانده بود دستهایش را به آسمان برداشت و گفت: «خدایا، اعلی علّیبین، بهشت را روزی من کن و قصری زرّین و چهار حوریه به من عطا فرما.»
از قضا امام سجّاد علیهالسّلام در آنجا حضور داشت و نماز خواندن شتابزده و درخواست اعرابی را از خداوند شنید، پس خطاب به او فرمود: «ای برادر عرب، کابین و ازدواج بزرگی را طلب میکنی!»
یعنی نمازی که تو با این وصف گزاردهای، شایستگی درخواست بهترین نعمتها و عالیترین مکانها را از درگاه باریتعالی ندارد.
الّلهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم.
برای این که سالم به مقصد برسید، صلوات بعدی را بلندتر بفرستید!
صدای صلوات بعدی، بلندتر می شود و اتوبوس با سرعتی هرچه تمام تر، در گرگ و میش هوای دل انگیز صبح گاهی، بر بدن سخت و زبر جاده می خزد و پیش می رود. پس از لحظاتی، فضای اتوبوس، دوباره به حالت اول برمی گردد. بعضی ها که با صدای صلوات چرتشان پاره شده، حالا بار دیگر، پلک های نیمه بازشان را روی هم می گذارند و زود خوابشان می برد. نگاهم را که زیر نور قرمز رنگ چراغ های سقف اتوبوس روی مسافران می چرخد، برمی گیرم و روی پیرمرد کنار دستی ام رها می کنم. کلاهش را تا روی چشمانش پایین کشیده. او هم بعد از گرفتن چند صلوات از مسافران، آرام گرفته و زیر لب دعا می خواند. نمی دانم، شاید، دعای عهد است که آخر هم حفظ نشدم... . و من، اما، طبق عادت دوران تحصیل، که باید مسافت زیادی را هر روز از پانسیون اجاره ای تا کالج مرکز شهر لندن، و فقط هم با اتوبوس طی می کردم، نمی توانستم بخوابم. از لحاظ روان شناسی، خاطرات آن روزها تداعی می شد و باید استرس و هیجان زیادی را تحمل می کردم. یقة بارانی ام را بالا می دهم و سرم را به شیشة اتوبوس تکیه می دهم، از پشت شیشه های دودی رنگ و بزرگش، باز هم می توان خورشید سرخ رنگ را دید که اولین پرتوهای طلایی رنگش را سخاوتمندانه روی سر و صورت دشت پاشیده. چقدر دلم برای این صحنه های زیبا تنگ شده بود. در فرانسه، هیچ گاه این صحنه ها را ندیدم. نمی دانم شاید به خاطر آسمان همیشه ابری آن جا بود، شاید هم آسمان خراش های بی روح.
بفرما دکتر جون!
سرم را می چرخانم. شاگرد راننده، کیکی را به طرفم دراز کرده.
ـ بفرمایید، اوستا گفت، حالا که شما بیدارید، ناشتایی تان را بخورید، بلکه ضعف نکنید.
ـ متشکرم، اما الآن میل ندارم.
ـ بخور دکتر جون! سهمت است. به بقیه هم می دهیم.
گرچه تعارف نمی کنم، اما نمی دانم چرا شاگرد راننده، دست بردار نیست، به ناچار کیک و به دنبالش ساندیس و نی را از او می گیرم و تشکر می کنم. نگاهم به پیرمرد کناردستی ام می افتد. لب هایش که تکان نمی خورد، می فهمم خوابش برده. بار دیگر به جاده و بیابان و دشت های دو طرف جاده، چشم می دوزم. سال ها پیش، وقتی، این مسیر را به طرف تهران، طی می کردم، آن هم درست روی صندلی اول، دست چپ، طرف شیشه نشسته بودم. همه اش فکر مادرم بودم و نگرانی های مادرانه اش. برای قبولی در کنکور خیلی درس خواندم. مادرم می گفت: چون نیت تو خیر بوده، خدا کمکت کرده است. همین طور هم بود، چرا که نمازهای امام زمان(ع) که مادرم می خواند و دعاهای من نیز، سرانجام جواب داد و قبول شدم. آن هم با رتبه ای که از طرف وزارت علوم و دانشگاه، مستحق دریافت بورسیه، برای ادامة تحصیل در خارج از کشور شدم. مادرم شاید، فکر این جایش را نمی کرد. یادم هست، وقتی شب قبل از پرواز، مرا تنها، کنار حوض، در حیاط دید، سراغم آمد و بغض آلود، نگاه پرمحبتش را ریخت توی چشمانم و گفت:
ـ یوسفم می دانم اگر بروی دیار غربت، شاید، چند سال نتوانی بیایی ایران، برو، خدا پشت و پناهت. من توی همین خانه، تک و تنها، سر می کنم و منتظر آمدنت می شوم. فقط یک نصیحت مادرانه بهت بکنم، می ترسم فردا صبح، وقت این حرف ها نشود، ... دستی به خنکای آب حوض زد و گفت:
ـ اگر خدای ناکرده، در دیار غربت، به سختی افتادی یا اصلاً دلت گرفت، مثل همین جا، که به آقا، متوسل می شدی، آنجا هم آقا و مولایت را فراموش نکن، او آقای همه است، در هر جای دنیا که باشد، ایران و غیر ایران ندارد. صدایش که کنی، هر جا باشی به دادت می رسد. ... او را در میان دستانم فشردم و روی گونه های خیس و مهربانش، بوسه ای از سر سپاس و قدردانی، نثار کردم. و فردا صبح، سرانجام میان دود اسفند و صدای صلوات، از زیر قرآن رد شدم و سوار بر اتوبوس، از یکی از شهرهای مرکزی ایران به سوی تهران به راه افتادم.
صدای گریة کودکی شیرخواره، مرا به خود می آورد. کیک و ساندیس، نزدیک بود از دستم بیفتد. کودک، لحظه ای بعد، ساکت می شود. اما بعضی مسافران که از صدای گریة کودک بیدار شده اند، غرولندکنان، زمزمه هایی می کنند و دوباره پلک روی هم می گذارند... . کیک را باز می کنم و لقمة کوچکی را با ساندیس فرو می دهم. تا چشم کار می کند، بیابان است و تا گوش می شنود، صدای نفس های سکوت. حالا دیگر آفتاب تازه درآمده، و سر شاخه های درختان بیابانی و سر کوه ها، رنگ آفتاب به خود گرفته است. چراغ های کوچک وسط سقف اتوبوس، خاموش شده است. اتوبوس بعد از نماز صبح حرکت کرد و خیالم از بابت نماز صبح راحت شد. برای نماز ظهر اما، هنوز دل شوره دارم. گرچه، هنوز خیلی، زمان باقی است.
کیک و ساندیسم تمام می شود، دور ریختنی اش را به سطل قرمز کوچکی که پایین صندلی آویزان است، تقدیم می کنم. پس پلک هایم را روی هم می گذارم و با تکان های نرم اتوبوس، بار دیگر به پنج سال پیش برمی گردم.
... به هر سختی که بود، پس از مدتی بالاخره، پایم به کشوری اروپایی، یا به قول مادرم، دیار غربت باز شد. همه چیز از ایران و تهران، قبلاً هماهنگ شده بود و تنها کاری که باید می کردم، این بود که به دفتر کالج1 بروم و خودم را با مدارک کاملم و معرفی نامه از طرف وزارت علوم ایران، به آن ها معرفی و نشان دهم. همه چیز خوب پیش می رفت، جز یک مشکل و این که فاصلة کالج تا خانة اجاری ام خیلی زیاد بود. و تنها یک اتوبوس، هر روز صبح، این مسیر را طی می کرد. یعنی از خارج شهر، شروع می شد و مقصد آن، مرکز شهر لندن بود.
وقتی، مشکلم را با مسئولان کالج، در میان گذاشتم، آن ها تنها گفتند که بسیار متأسفند. من هم با انگلیسی دست و پا شکسته، از این که با من همدردی کردند و ابراز تأسف کردند، تشکر کردم.
البته، این فاصلة زیاد، حسنی هم داشت، این که مرا منظم کرده بود. صبح زود از خواب بر می خواستم و پس از صرف صبحانه مختصر، و آماده شدن خودم را به ایستگاه اتوبوس می رساندم و من یکی از مسافران همیشگی اتوبوس آن مسیر شده بودم. با صندلی مخصوص خودم. صندلی های طرف چپ اتوبوس، اولین ردیف، کنار شیشه. چند سال، همه چیز، به همین نظم و روزمرگی پیش می رفت، تنها موردی که کمی جا به جا می شد، نمازم بود. اما همیشه می خواندم، شاید پس و پیش، اما ترک نمی شد. فقط یک بار که خیلی دلم سوخت، روز جمعه ای بود، به دلیل فشار درس زیاد که باید چند واحد را با هم پاس می کردم و هم واحدهای جدیدی می گرفتم، شب خسته و درمانده، داشتم برای خواب آماده می شدم که تازه یادم افتاد، نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشا را هنوز نخوانده ام. برخاستم و هر چهار تا نماز را خواندم. دلم خیلی گرفت. از شما چه پنهان ... خیلی هم گریه کردم. به خودم دلداری دادم که تقصیر من چیست که این جا جمعه تعطیل نیست. نه صدای اذانی، نه قرآنی، نه ذکر توسلی، بعد به خودم نهیب هم زدم، خب، آن ها اعتقاداتی هم ندارند، امام زمانی(ع) هم ندارند. این تویی که منتظر یک روز جمعه ای، آقایت ظهور کند. و اگر همان جمعة موعود، امروز بود چه؟
از خودم کلافه شدم. چرا که هیچ وقت کلاس هایم دیر نمی شد. همیشه جز اولین سرویس اتوبوس بودم، علتش، شاید، اضطرابی بود که از خواب ماندن یا دیر شدن کلاس هایم داشتم. این که نمی خواستم به عنوان یک شرقی، خصوصاً ایرانی، انگشت نما شوم.
اضطرابی که تا آن روز خاص و آن اتفاق، هیچ گاه برای نماز نداشتم. ترس از گذشتن وقت نماز. نگرانی از تأخیر افتادن آن.
آن اتفاق شیرین بود که دیدم را نسبت به نماز کاملاً عوض کرد...
ـ ای بابا این هم شد حرف، مگر می شود؟
شاگرد راننده با آن تن بلند صدایش مرا متوجه خودش می کند، به روی خودم نمی آورم که در عالم دیگری سیر می کردم. پلک هایم را باز می کنم. شوفر باز هم حرف می زند.
ـ آهان! قوربون آدم چیزفهم، پس اگر قبول داری که سخت است، خب دست بردار، داداش من!
سرم را می چرخانم تا طرف صحبت کمک راننده را ببینم.
زن و مرد جوانی، کودک شیرخوارشان را در بغل گرفته اند و می خواهند تا برای تعویض جا و لباس کودک، اتوبوس توقف کند... پیر مردی که کنار نشسته و حالا در روشنایی روز، چهرة آفتاب سوخته اش کاملاً نمایان است، با عصا سمت کمک راننده اشاره می کند که:
ـ پسر جان! هی نگو، تا قهوه خانه نگه نمی داریم. بلکه کسی احتیاج پیدا کرد. حکم خدا که نیست. شاید، ماشین خراب شد، شاید کسی نیاز پیدا کرد، وقتی مجبور شوی، نگه می دارید... .
شاگردکه می خواهد خودش را از طرف مؤاخذه، خلاص کند، می گوید:
آخر، خدا را خوش می آید، ملت معطل بشود که چی، این بچه، خودش را خراب کرده، بد می گویم، دکتر جون؟
نگاه ها روی صورتم می نشیند، مات نگاهش می کنم. دل شوره ام برای نماز زیاد می شود.
دست سنگین شاگرد که دستمال یزدی تیره ای دور مچش بسته، روی شانه ام می نشیند:
ـ طبق برنامه، باید ساعت 3 بعد از ظهر، قهوه خانه باشیم. هر کسی هر کاری دارد، بگذارد ساعت 3، قهوه خانه، هان؟
زبانم در دهانم نمی چرخد. ساعت 12 اذان ظهر گفته می شود و تا ساعت 3،...
چشمانم از پشت شیشة شفاف و ته استکانی عینکم روی صورت استخوانی وسیاه شاگرد، خیره می شود. نمی دانم چرا یک دفعه، جسارت می کنم و می گویم:
ـ برای نماز که باید نگه دارید! سر اذان ظهر، ... هر جا که باشد... هان...
می زند زیر خنده. حرفم، آن قدر برایش بی اهمیت است که بدون جواب می رود و روی صندلی خودش کنار راننده که در آیینه نگاهم می کند می نشیند. پیرمرد کنار دستی ام، عملاً بلند می گوید:
ـ چرا نگه ندارد؟ قصه نماز با قصه های دیگر توفیر دارد. نماز اول وقت، خیلی فضیلت دارد... خیلی...
ـ فضیلتش به جا پدرجان! اما ملت نباید معطل شود. ساعت 3 قهوه خانه، هر کسی هر کاری داشت، آن موقع...
شوفر این حرف ها را که می زد، همچنان با عرقچین دور گردنش را خشک می کرد. چندشم می شود، می گویم:
ـ آقای عزیز فکر نمی کنم، اتفاق خاصی بیفتد اگر به درخواست چند نفر، اتوبوس توقف کوتاهی داشته باشد، هم حال و هوای مسافران عوض می شود. اما ما به نماز اول وقت خود می رسیم و هم آن خانم و آقا، به کودکشان.
ـ شما که این همه اهل کمالاتید، می خواستید برنامة نمازتان را با ساعت حرکت اتوبوس هماهنگ کنید.
ـ درست صحبت کنید. لطفاً آن پارچه را این قدر به سر و صورتتان نکشید. آن هم مقابل دید مسافران...
بحث دارد بالا می گیرد که پیرمرد می گوید:
ـ چرا این قدر خون خودتان را بی جهت کثیف می کنید. ببینم پدرجان! مگر نذر داری؟ هان؟ نذر داری که نمازت را اول وقت بخوانی؟ بی حوصله می گویم:
ـ نخیر، حرف نذر نیست. من برای خودم دلیل خاصی دارم. هر کدام از مسافران هم بدشان نمی آید، تا هوایی تازه کنند.
زمزمه های خفیفی در اتوبوس پیچیده، هر کسی چیزی می گوید. و در این میان، پیرمرد کنجکاو شده تا از موضوع من سر در بیاورد. پس بار دیگر و باز هم با صدای بلند می پرسد؟
ـ نگفتی چرا این همه اصرار می کنی، دلیلت را بگو، بلکه همه بشنوند، و همگی مثل تو شویم.
به دنبال سکوت من، بعضی ها درخواست پیرمرد را تکرار می کنند. شاگرد هم ساکت شده و دمغ روی صندلی، لم داده. برای رهایی از سنگینی نگاه ها، و وادار کردن راننده، برای توقف اتوبوس، چاره ای جز بیان خاطرة آن روز نمی یابم، پس لب تر می کنم و می گویم: من به عزیزی قول دادم... راستش را بخواهید از پنج سال پیش و به دنبال عزیمتم به خارج از کشور، جهت ادامة تحصیل در یکی از دانشگاه های لندن، همیشه امید داشتم که روزی درسم به پایان برسد و با افتخار و سربلندی و اخذ مدرک به میهنم برگردم. همه چیز به خوبی پیش می رفت تا آن که یک روز که قرار بود، آخرین امتحان اخذ مدرک فارغ التحصیلی ام، برگزار شود. اتفاق عجیبی افتاد.
اتوبوسی که باید مرا به مرکز شهر لندن می رساند، با سرعت هرچه تمام تر، مثل هر روز، بر بدن زبر و خشک جاده پیش می رفت. طبق معمول، نماز صبحم را کمی قبل تر از حرکتم به سوی ایستگاه خوانده بودم. و از خداوند خواسته بودم که مرا به خاطر این همه تأخیر در نمازم ببخشد. بادی که از لابه لای درختان و چمن زارهای دو طرف جاده، روی صورتم می نشست را هنوز به خاطر دارم. آن روز شوق خاصی داشتم. روز امتحان فارغ التحصیلی ام و تعیین کنندة زحمات چند ساله ام. در فکر بازگشت به ایران بودم که ناگاه متوجه شدم سرعت اتوبوس رفته رفته کم شد، تا آن که از مسیر جاده به کناری، هدایت شد و یک دفعه خاموش شد.
رانندة اتوبوس فریاد کشید و گفت:
ـ اوه، لعنتی! حالا چه وقتش بود؟
ـ اتفاقی که طی این سال ها، هرگز اتفاق نیفتاده بود، اینک در شرف وقوع بود. اتوبوس بی هیچ علتی، یا حداقل، علتی که راننده با سوابق و تجربیاتش از آن سر در بیاورد، خاموش شده بود. به ساعتم نگاه کردم. هفت و سی دقیقه بود و من در حالی می باید ساعت هشت و سی دقیقه به مرکز شهر می رسیدم که تازه نصف مسیر، طی شده بود. من نیز نگران و اندوهناک، به دنبال سایر مسافران که از دیر شدن سر کار یا به هم خوردن قراردادهای شرکتشان، دچار اضطراب بودند، از اتوبوس پیاده شدم. برگه ها و جزوه ها را درون کیفم گذاشتم و کیف در دست، کنار جاده ایستادم، تا بلکه شاید، اتومبیلی در آن صبح زود از آنجا عبور کند و مرا از میان آن همه مسافر منتظر و مستأصل، انتخاب و سوار کند... خیلی زود یاد مادرم افتادم. این که در آخرین تماس تلفنی ام وقتی خبر بازگشتم را شنید، کلی ذوق زده شده بود...
ترس تمام وجودم را فرا گرفته بود. ترس از دست دادن همه چیز. ترس از به هم خوردن همة برنامه ها. چندین بار طول اتوبوس را قدم زنان طی می کنم و تا می توانم صلوات می فرستم. ذکر می گویم و دعا می خوانم. برخی، متوجه اذکار و حرکات و اشک هایم شده اند، برایشان جالب شده ام. چند ثانیه بهت زده نگاهم می کنند. به مغزم فشار می آورم، تا راه چاره ای پیدا کنم. نمی شود. راننده همچنان با تیغ جراحی اش ـ آچار ـ به جان اتوبوس افتاده... می خواستم از غصه منفجر شوم که ناگهان جرقه ای در ذهنم روشن می شود. یاد سفارش مادرم در شب قبل از سفر می افتم. توسل به امام زمان(ع)؛ گوشه ای نشستم، قوز کردم و در خودم شکستم و با زبان دل و با زبان سر شروع به راز و نیاز و توسل کردم. گریستم، چون کاری به جز آن، از دستم بر نمی آمد. گریستم به خاطر همة تلاش هایی که طی این سال ها انجام داده بودم و اینک در معرض از بین رفتن بود...
سکوت معنی داری در فضای اتوبوس در حال حرکت برقرار شده، بعضی ها، از جمله پیرمرد کناردستی ام، گریه می کنند. شاگرد که کیک و ساندیس به دست مسافران می دهد هم، در فکر فرو رفته... و من نفسی تازه می کنم و به بیان خاطره ام ادامه می دهم...
در آن موقعیت حساس و عذاب آور، با خودم فکر کردم حالا که به امام زمان(ع) متوسل شده ام، پس چه بهتر که قول و عهدی میانمان برقرار شود. و چون نمازهایم را اغلب دیر وقت می خوانم، به آقایم قول دهم که اگر اوضاع رو به راه شود و من به جلسة آزمون برسم، از آن پس، نمازهایم را در اول وقت به جا آورم. هر کجا که باشم. و این قول را طی دعا و توسلات، چندین بار با خود زمزمه کردم. تا توجه مولا را به خود جلب کرده باشم...
در همین اوضاع و احوال، یکی از مسافران که با تلفن همراهش مشغول صحبت بود، به طرف راننده اشاره کرد و گفت:
ـ اوه، بالاخره یکی پیدا شد، شاید این یکی بتواند کاری کند...
به مرد تازه وارد نگاه کردم. به نظرم رسید، او را قبلاً در جایی دیده ام. خیلی برایم آشنا بود. چهره اش به غربی ها نمی خورد. نه چشمان آبی داشت، نه موهای بلوند. بر عکس چشمانی درشت و سیاه و موهایی مشکی و قامتی متعادل داشت. با راننده به زبان محلی سخن گفت و پرسید: چی شده؟ پیش رفت و شانه به شانة راننده سر در موتور اتوبوس کرد...
اشک در چشمان شاگرد راننده و بیشتر مسافران جمع شده، بغضی گلوگیر راه نفسم را سد می کند. برخی ها کم و بیش از موضوع سر در آورده اند. مثل پیرمرد بغل دستی ام. من هم که ماجرا را می دانم پس طاقت از کفم می رود و بغضی که داشت خفه ام می کرد را همراه اشک و زاری رها می کنم... اتوبوس همچنان راه را می شکافد و مسافران گریان را با خویش به جلو می راند...
دقایقی طولانی می گذرد اما، در لندن، آن روز خاص، از وقتی آن مرد ناشناس اما آشنا آمده بود و سر در موتور اتوبوس داشت انگار، زمان سرعت گرفته بود. مرد ناشناس به راننده گفت:
ـ برو استارت بزن!
راننده، با عجله، پشت فرمان قرار گرفت و سوییچ را چرخاند، با اولین استارت، صدای موتور اتوبوس، همه را ذوق زده کرد.
با خوشحالی در حالی که ساعتم گذشت ده دقیقه را نشان می داد، سوار اتوبوس شدم، بقیه نیز در صندلی های خود جای گرفتند که با تعجب دیدم، مرد ناشناس نیز از اتوبوس بالا آمد، مسافران را رد کرد و وقتی به من رسید، در کمال ناباوری مرا به اسم صدا زد و در ادامه فرمود:
ـ یوسف! قولی که به ما دادی یادت نرود! نماز اول وقت را فراموش نکن!
اتوبوس در کنار قناتی که چشمه ای را جاری کرده است، نیش ترمزی می کند. به آفتاب می نگرم که تا وسط آسمان پیش آمده، شاگرد راننده فرز از جای می پرد و می گوید:
ـ مسافران محترم! تا اذان ظهر نیم ساعتی وقت است. تا وضویی بگیرید و آماده شوید: وقت نماز هم رسیده است. با توقف اتوبوس، صدای صلوات بار دیگر در فضا چرخ می خورد:
ـ الّلهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم...
نماز ميراث تمامي انبياء است هر پيامبري که مبعوث به رسالت شد.انسانها را به نماز دعوت کرد و به آن سفارش نمود.
قرآن کريم در «سوره مريم آيه 31 از دعوت به نماز حضرت عيسي (ع)و درآيات بعد از دعوت، به نماز حضرت اسماعيل (ع) ياد کرده است.در سوره طه خداوند به پيامبري (ص) مي فرمايد:
«خانواده و پيروان خود را به نماز امر کن و در اين دعوت شکيبا باش.»
نماز کشتي نجات است که همه افراد بخصوص کودکان و نوجوانان ها و جوان ها را از طوفانها و خيزابها عبور مي دهد و به ساحل آرامش و رستگاري مي رساند.
بر پايي نماز در مدارس وظيفه اي خطير و بسيار حساس است، زيرا مدارس جداي از ويژگيهاي منحصر به فرد، محل تشويق، اضطراب، رقابت هاي نگران کننده توأم با شکست و پديده هاي ناخوشايند ديگري است که هر کدام از آن ها به تنهايي قادر به تبديل محرکهاي خنثي به محرکهاي شرطي نيرومند فراخوان اضطراب و حالات ناخوشايند رواني مي باشند.بنابراين ايجاد اصلاحات بنيادي به منظور تغيير در نگرش دانش آموزان نسبت به مناسک جاري به ويژه نماز جماعت مي تواند زمينه ساز تحولات اساسي در شخصيت دانش آموزان شود و نه تنها نگرش آنها را نسبت به صورت ظاهري عبادات بهبود بخشد.بلکه در جهت گيري اصولي به سوي ارزشهاي انساني آنها را هدايت نمايد. بسياري از مشکلات فردي و اجتماعي کاهش يافته و تهاجم فرهنگي بيگانه به نسل نو چندان کاري از پيش نخواهد برد و در زمينه فکري و اخلاقي از انحراف مصون خواهند ماند.اين پژوهش بر آن است تا با فرا راه قرار دادن احاديث، سيره معصومين (ع)شيوه هاي تشويق و ترغيب نوجوانان و کودکان و جوانان به نماز جماعت را بيابد.
اهميت و ضرورت تحقيق:
تشويق بر خلاف تنبيه که از عوامل بازدارنده است از عوامل وادار کننده است و به انسان نيرو و انرژي مي دهد.فردي که تشويق مي شود از کار خود احساس رضايت مي کند و همين احساس رضايت جلو خستگي و بي ميلي او را مي گيرد البته بعضي افراد آنقدر به هدفهاي خود مؤمن هستند که نيازي نيست کسي آنها را تشويق کند و خود مشوق خويش هستند اما همه افراد اين طور نيستند بخصوص کودکان و نوجوانان براي رسيدن به هدفهاي خود نياز به تشويق دارند.به طور کلي بشارت يکي از دو جنبه وظايف پيامبران است.يک رهبر ديني بوسيله تشويق مي تواند افراد در تمامي جنبه هاي ديني به حرکت و تکاپو وادار نمايد.قرآن کريم در «آيه 65 سوره انفال» و «آيه 84 سوره نساء»گوشزد مي نمايد که تشويق انسان را بزرگ مي کند و به او نيرو مي دهد.
با توجه به اهميت و تأثير نماز جماعت در بهداشت رواني روحي فردي و اجتماعي و تأثير تشويق در برانگيختن افراد به فضايل اخلاقي بخصوص اقامه نماز به صورت جماعت و اينکه در احاديث و سيره پيامبر اکرم (ص)و ائمه اطهار (ع)اين شيوه به کار گرفته شده است لازم است تا پژوهشي در احاديث و سيره معصومين در زمينه تشويق و ترغيب کودکان و نوجوانان و جوانان به نماز جماعت انجام شده است و نتايج اين پژوهش مورد استفاده برنامه ريزان آموزش و پرورش، رسانه هاي جمعي، مسئولان آموزش خانواده، و انجمن اولياء و مربيان، مربيان پرورشي و مجريان نمازهاي جماعت خواهد بود.
اهداف پژوهش
الف- هدف کلي اين پژوهش عبارتست ازيافتن شيوه هاي تشويق و ترغيب کودکان ونوجوانان وجوانان و نماز جماعت در احاديث و سيره معصومين (ع).
ب- اهداف جزئي پژوهش عبارت است از:
1- بررسي اهميت نماز و نمازجماعت در احاديث و سيره معصومين (ع).
2- بررسي تأثير بينش و آگاهي دادن در گرايش کودکان و نوجوانان و جوانان به نماز جماعت.
3- بررسي تأثير روش اسوه سازي در گرايش کودکان و نوجوانان و جوانان به نماز جماعت.
4- بررسي تأثير زمينه سازي در گرايش کودکان و نوجوانان و جوانان به نماز جماعت.
5- بررسي تأثير روش هاي خيرخواهانه در گرايش کودکان و نوجوانان و جوانان به نماز جماعت.
6- بررسي تأثير روش محبت در گرايش کودکان و نوجوانان و جوانان به نماز جماعت.
7- بررسي تأثير روش فريضه سازي در گرايش کودکان و نوجوانان و جوانان به نماز جماعت.
8- بررسي تأثير شيوه تعليمي (آموزش نماز و مناسک آن)در گرايش و نوجوانان وکودکان و جوانان به نماز جماعت.
سؤالات تحقيق:
1- آيا در احاديث و سيره معصومين (ع)براي تشويق و ترغيب کودکان ونوجوانان و جوانان به نماز جماعت از روش تکريم شخصيت (پذيرش و احترام برخورداري از پايگاه اجتماعي)استفاده شده است؟
2- آيا در احاديث و سيره معصومين (ع) براي تشويق و ترغيب نوجوانان و جوانان و کودکان به نماز جماعت روش بينش در مورد ماهيت و اهميت نماز، نقش نماز در زندگي دنيايي، يادآوري نقش نماز در حيات اخروي، ياد آوري نعمتها به کار گرفته شده است؟
3- آيا در احاديث و سيره معصومين (ع) ارزش الگويي و اسوه سازي براي ترغيب و تشويق کودکان و نوجوانان و جوانان به نماز جماعت استفاده شده است؟
4- آيا در احاديث و سيره معصومين (ع) براي تشويق و ترغيب و تشويق نوجوانان و جوانان وکودکان به نماز جماعت شيوه صحبت (تاييد و تحسين، همراهي و ارتباط) بکار گرفته شده است؟
5- آيا در احاديث و سيره معصومين (ع) شيوه زمينه سازي (مکان و زمان) براي تشويق وترغيب کودکان و نوجوانان و جوانان به نماز جماعت استفاده شده است؟
6- آيا در احاديث و سيره معصومين (ع) براي تشويق وترغيب نوجوانان وکودکان و جوانان به نماز جماعت روش هاي خيرخواهانه (موعظه و نصيحت، امر به معروف، تبشير و انذار) به کار برده شده است؟
7- آيا در احاديث و سيره معصومين (ع) ازروش تعليمي (آموزش نماز و مناسک آن) براي تشويق وترغيب کودکان و نوجوانان به نماز جماعت استفاده شده است؟
8- آيا در احاديث و سيره معصومين (ع) براي تشويق وترغيب نوجوانان وکودکان به نماز جماعت شيوه فرضيه سازي به کار برده شده است؟
9- آيا در احاديث و سيره معصومين (ع) براي تشويق وترغيب نوجوانان وکودکان و جوانان به نماز جماعت از روش مواجهه با نتايج اعمال (پاداش و تقويت مثبت تقويت منفي، تنبيه)استفاده شده است؟
تعريف اصطلاحات و واژه هاي پژوهش :
تشويق:
اين کلمه از ريشه شوق گرفته شده و شوق در فرهنگ واژه هاي متفاوت به شرح زير معنا شده است. (عميد، 1379). برانگيختن به عشق و محبت، به آرزو در آوردن، برانگيخته شدن عشق، آرزومندي، ميل خاطر، رغبت (عميد 1379).
پر زدن و کنده شدن دل در هواي کسي يا چيزي، دوستي چيزي فرد را به سمت خود بکشد، دوست داشتن چيزي (بندريگي، محمد، 1358).در واژه نامه روان شناسي (براهني و همکاران، 1369) تشويق را هم معني با تقويت و ترجمه کلمه reinforcement آورده است.
ترغيب:
اين واژه از ريشه رغبت گرفته شده و واژه رغبت در فرهنگ واژه هاي متفاوت چنين معنا شده است، دوست داشتني، مايل بودن و حريص بودن (قريشي، علي اکبر، 1353). اراده کردن چيزي، دوست داشتن (المنجد، دارالمشرق، لبنان).
نماز:
اين کلمه ترجمه عربي صلوة است.
صلوة ممکن است به معناي زيارت است چنانچه حضرت علي (ع) فرمودند: «قد قامت الصلوة» يعني وقت زيارت و ديدار رسيد.و يا اينکه به معناي رحمت است(ملکي تبريزي، 1363).
روايت:
خبري است که به طريق نقل به معصوم ختم شود. (مدير شانه چي، 1362).
فصل دوم
ادبيات و پيشينه تحقيق
بخش اول: ادبيات تحقيق
بيش از 122 آيه در قرآن مجيد پيرامون نماز نازل شده است که اين امر نشان دهنده اهميت و منزلت نماز نزد خداوند عظيم الشان است(ديلمي، 1377).
نماز و دعا و نيايش طپش قلب و تنفس شخص را آرامش مي بخشد و اين اعمال روحاني باعث پايين آمدن فشارخون، کندي امواج مغزي بدون استفاده از دارو و جراحي مي شود.(بهشتي، 1375).
نماز حقيقي به وجود آورنده شادي و نشاط در انسان است. (خواجه نصيرالدين طوسي - 1375) مي گويد: کسي شاد است که مي داند نبايد به چيزي دل ببندد که بيم از دست دادن آن را دارد و نماز گزار حقيقي به کسي جز خدا دل نمي بندد.
جايگاه نماز در اديان ديگر:
مسئله نيايش به ويژه نماز مخصوص اديان وحياني نبوده بلکه در اديان غيرالهي هم مطرح بوده است (غمخوار يزدي، 1375، ص5).
ويل دورانت در تاريخ تمدن خود در مورد عبادت يونان باستان مي نويسد: «مؤمنان در جريان عبادت، خود را به مذبح که در جلوي معبد قرار داشت مي رساندند و به وسيله قرباني و نماز از خشم خدا ايمني مي يافتند. و ياري او را طلب مي کردند. (ويل دورانت، ترجمه آريانپور، 1340، ج1، ص 228)
در آيين يهود: يهوديان در شبانه روز سه مرتبه نماز مي خوانند که آنها را نماز صبجگاه و نماز نيم روز و نمازت شامگاه مي گويند.(رضايي، 1368، ص 288).
در آيين مسيحيت: در قاموس کتاب مقدس در بخشي تحت عنوان نمازآمده است. «نماز از جلمه واجبات دينيه همه روز تمام ملل و مذاهب است چه به صورت منفرد و چه به صورت جماعت و مقصود از نماز گفتگو کردن و صحبت داشتن با خدا و خواستن احتياجات و اظهار تشکر و امتنان براي الطاف و مراحم حق تعالي مي باشد». (هاکس آمريکايي به نقل از غمخوار يزدي، 1375، ص33).
روشهاي تربيت دراسلام به شرح زير است:
ايجاد زمينه سالم تربيتي وجود اسوه و سرمشق براي تربيت، تمرين، تکرار و عادت دادن، تعليم و تعلم، مشاهده، تجربه و تعقل، موعظه، نصيحت، امر به معروف، انذار، نهي از منکر و مبارزه با انحرافات، برقراي ثواب و عقاب براي اعمال، ايجاد محيط مساعد تربيتي، بيان قصص انبياء و سرگذشت ملل، ذکر امثال و تشبيه معقول به محسوس، دعا ونيايش، توبه و بازگشت، برقراري يک نظام اسلامي براي اجراء تداوم تربيت .(احمدي، 1380، ص 72).
باقري(1380)علاوه بر روشهاي فوق روشهاي ديگري را نيز نام مي برد:
تلقين و تحميل به نفس،اعطاي بينش در مورد نظام هستي، دنيا و حقيقت و تاريخ انسان و مرگ، دعوت به ايمان، محاسبه نفس، زمينه سازي، تغيير موقعيت، تحريک ايمان، ابتلا، آراستن ظاهر، تزيين کلام، مبالغه در عفو، تبشير، مبالغه در پاداش، تکليف به قدر وسع، انذار، مجازات به قدر خط، ابزار تواناييها، تغافل، تزکيه، تعليم حکمت، يادآوري نعمتها، عبرت آموزي، مرحله اي نمودن تکاليف، تجديد نظر در تکاليف، بيان مهر و قهر، عطا و حرمان، سبقت، تکليف در غايت وسع.
اصول جذب نوجوان به نماز، اصول جذب کودکان به نماز:
در رابطه با همه تيپها اصول زير براي جذب نوجوان و کودکان به نماز نقشي سازنده دارد:
1- محبت
2- تشويق از طريق ذکر فضائل و پاداش هاي اعمال روا و مناسب در اسلام.
3- ستايش عمل ديگران بدون تحقير کردن نوجوان.
4- روحيه دادن.
5- آراستن ظاهر.
6- آسان گيري و مراقبت از او که خود را در عبادت خسته نکند.
روش اي تجسمي، تصويري، عرضه و نمايش و اجراي برنامه هايي از اين قبيل در تلويزيون و ديگر عرصه ها نقش فوق العاده اي دارند و در ايجاد رغبت و جلب نوجوانان و کودکان مؤثر است. بخصوص اگر بر مبناي قاعده و هدايت عواطف باشند.
روش هاي جذب نوجوان به نماز:
روشهاي جذب کودکان به نماز:
استفاده از روش هاي زير مفيد است:
روش هاي آگاهي بخش: مثل تذکر امر به معروف و ارشاد.
روش هاي عاطفي: مثل حب به تحريک عواطف، همگاني و احسان.
روش هاي جلب: پذيرش، احترام، تکريم، توجه کردن.
روش هاي خيرخواهانه: نصيحت، حکمت.
روش هاي اقناعي: استدلال، مجادله، برهان.
روش هاي تبييني: تشريح و گفتگوي آزاد.
روش هاي برانگيزننده: تحسين، تأييد، ترغيب، تحريض و تشويق.
روش هاي اميدساز: وعده، بشارتها.
روش هاي ترغيبي: ذکر صالحان، داستان گويي و بازي.
روش هاي عنايت آميز: عبور کريمانه، تغافل، تسامح، تجاهل، مهلت دادن.
روش هاي برخوردهاي غير مستقيم: مثل کنايه، اشاره.
روش هاي جدي در برخورد: مثل اعلام تعجب، تقبيح، قطع محبت، قهر.
روش هاي اعتراضي: اعتراض، ابراز تأسف، محروم کردن.
سرزنشها، ملامت، توبيخ.
روشهاي هشدار دهنده: اخطار افشاء.
روش هاي تهديدي: ارعاب، تخويف.
روش هاي تنبيهي: تندي و سختگيري، تعريز.
اينکه چگونه بايد نوجوان و کودکان را به نماز جلب کرد پاسخ قاطعي ندارد و بستگي دارد به نوع شخصيت کودکان و نوجوانان براساس روان شناسي تربيتي شخصيت کودکان و نوجوانان از تيپهاي گوناگوني است مثل شخصيت خودکار، سازش پذير، بدگمان، افتاده، مبارزه طلب، تعديل نيافته، ماجراجو، مشتاق، اخلاقي.
براي ترغيب دانش آموزان به اقامه نماز نکاتي بايد مورد توجه قرار گيرد:
1- تکريم و شخصيت دادن به کودکان و نوجوانان اين نکته باعث جذب نوجوان و کودکان به والدين و مربيان شده و رفتار آنها را سرمشق و الگوي خود قرار مي دهد.
2- استقبال از کودکان و نوجوان در مکان هاي برگزاري نماز بايد طوري با نوجوانان و کودکان برخورد شود که احساس کنند به حساب آورده مي شوند و مورد احترام هستند.
3- مجازات: در کنار نماز از برنامه هايي مثل فيلم، کتاب نيز استفاده شود.
4- تشويق و ترغيب:در اين زمينه گاهي جوايز ارزنده اي براي آنها در نظر گرفته شود.
5- مسؤليت: مسئوليت بعضي برنامه هاي نماز خانه ها به کودکان و نوجوانان واگذار شود.
6- آموزش اصول اعتقادي: وقتي کودک و نوجوان به اصول اعتقادي ايمان داشته باشند. نماز را که جزء فروع دين است انجام خواهد داد.
7- تکريم و بزرگداشت نماز، والدين و مربيان موظف هستند نماز را با اهميت تلقي کنند. اين در روح نوجوان اثر مطلوبي به جاي خواهد گذاشت.
8- خودداري از زور و تحميل: تحميل فطرت خداداد کودک و نوجوان را منحرف مي سازد و او را از خواندن نماز منصرف مي کند.
9- تخلق به اخلاق و اصول انساني: والدين و مربيان ضمن اقامه نماز بايد تلاش کنند متخلق به اخلاق و اصول انساني باشند.
10- زيبا سازي مکان نمازخانه: به ويژه اصول بهداشتي و نظافتي در اين مکان رعايت گردد.(رشيدپور، 1376، ص 82)
بخش دوم: پيشينه تحقيق در ايران
1- «بررسي ويژگي هاي شخصيتي و خانوادگي دانش آموزان مدارس راهنمايي پسرانه منطقه جي شهراصفهان که گرايش به نماز دارند»(اميري، 1380).
بنابر يافته هاي اين تحقيق دانش آموزاني که گرايش به نماز دارند از ميزان اعتماد به نفس و کنترل دروني بالا و هيجان خواهي کمي برخوردارند.
2- «علل عدم گرايش به نماز» حسيني و دلاويز، 1371، مازندران)
نتيجه:
مهمترين علل گرايش به نماز عبارتند از تنبلي و سستي، عدم آگاهي و شناخت پيرامون فوايد و اثرات نماز، نماز خواندن را بلد نيستند، عدم تاثير نماز در اخلاق و رفتار بعضي نمازگزاران، احساس گناه و شرمساري از اعمال خويش و نهايتاً اينکه چون پدر و مادر و دوستان آنها به نماز اهميت نمي دهند. جامعه آماري اين پژوهش 1000 دانش آموز مقطع راهنمايي و متوسطه استان مازندران بوده است.
فصل سوم
تجزيه و تحليل
تجزيه و تحليل يافته هاي پژوهش
1- روش بينش دادن:
الف- بيان اهميت و ماهيت نماز از ديدگاه معصومين عليهم السلام پيامبر اکرم (ص) فرمودند: جايگاه نماز در دين مانند جايگاه سر دربدن است.حضرت علي (ع) فرمودند: هر چيز داراي سيماست، سيماي دين شما نماز است.
امام باقر (ع) فرمودند: اسلام بر روي پنج پايه بنا شده است: نماز، روزه، زکات، حج، ولايت.
امام رضا (ع) فرمودند: نماز به صورت جماعت با فضيلت ترين است.
حضرت فاطمه زهرا (س) فرمودند: خداوند نماز را جهت دوري از کبر و خودپسندي مقرر فرمود.
ابي الحسن (ع) فرمودند:
انتظار نماز جماعت، از نماز جماعتي تا نماز جماعتي ديگر، کفاره همه گناهان است.
2- استفاده از روش هاي تعليمي:
نماز را به فرزندان خويش تعليم دهيد چون به هشت سالگي رسيدند آنان را وادار به خواندن اين فريضه الهي نمايي. «امام علي (ع)»
3- روش هاي خيرخواهانه شامل:
موعظه و نصيحت، امر به معروف، بيان فلسفه و حکمت نماز جماعت، تبشير و انذار.
4- روش هاي الگويي و اسوه سازي:
هنگام ظهر فرارسيد (ده سپاه آماده شدند که به امامت امام حسين (ع) نماز جماعت را بخوانند) امام حسين (ع) به پسرش (امام زين العابدين و يا حضرت علي اکبر عليهماالسلام فرمود: اذان بگو و اقامه بگو. وي اذان و اقامه گفت سپس نماز خواندند.
5- روش محبت (تاييد و تحسين، همراهي و ارتباط)
پيامبر اکرم (ص) فرمودند: به حقيقت خداوندو فرشتگانش بر کساني که صفهاي اول نماز جماعت را به هم پيوند مي دهند درود مي فرستند.
6- روش تکريم شخصيت (پذيرش و احترام، برخورداري از پايگاه اجتماعي) پيامبر اکرم (ص) فرمودند: کسي که بر نماز جماعت مداومت داشته باشد. غيبت او بر مسلمانان حرام و عدالتش ثابت مي شود.
7- روش فريضه سازي: امام صادق (ع) فرمودند: در تمام نماز ها حج شدن فريضه نيست هرکس از روي اعراض از آن نماز جماعت مسلمانان را بدون علت ترک کند، براي او نماز نيست.
8- روش زمينه سازي (مکان و زمان و شرايط نماز جماعت)
درنماز جماعت به فکر ناتوان ترين مأمومين باش.
رضايت مأمومين در نماز جماعت مهم است.
9- روش مواجهه با نتايج اعمال (تقويت مثبت، تقويت منفي، تنبيه)
حضرت پيامبر (ص) خواست خانه ها را بر قومي که درمنازل خود نماز مي گزاردند و به جماعت حاضر نمي شدند، بسوزاند. امام صادق (ع)
فصل چهارم
بحث و نتيجه گيري
الف- سؤالها و فرضيه هاي ويژه تحقيق
* آيا در احاديث و سيره معصومين (ع) از روش بينش و روش تعليمي، روش هاي خيرخواهانه، از روش الگويي و اسوه سازي، روش محبت روش تکريم شخصيت، فريضه سازي، زمينه سازي، شيوه تنبيه استفاده شده است؟
بلي اين فرض ها بر تحقيق تأييد مي شود. در احاديث و سيره معصومين از اين شيوه ها استفاده شده است.(در فصل قبل به آن اشاره شده است.)
پيشنهادات تحقيق:
الف- بازسازي و تقويت بينش و شناخت نوجوانان و جوانان و کودکان در مورد اهميت و فضيلت و نقش نماز و نماز جماعت.
* فلسفه و اسرار نماز و نماز جماعت با بياني روشن و واضح در کتابهاي معارف دوره هاي راهنمايي و دبيرستان بيان شود و با بياني ساده در کتابهاي هديه هاي آسماني ابتدايي بيان مي شود.
* با يک برنامه منظم هر هفته دو روز در برنامه صبحگاه احاديثي که اهميت و فضيلت ونقش نماز و نماز جماعت را بيان مي کند براي دانش آموزان خوانده شود و روي نزاکتهاي زيبا نوشته شود و در جاهاي متفاوت مدرسه نصب شود.
*با يک همکاري منظم مداوم از معلمان و مربيان خواسته شود تا در هر کلاس قسمت کوتاهي از بحث خود را به بيان اهميت و نقش نماز بخصوص نماز جماعت اختصاص دهند در اين زمينه بايد جزوه اي تهيه شود و احاديث کوتاه در اين مورد نوشته شده وبه معلمان داده شود تا از آن استفاده نمايند.
* در اردوهاي تفريحي و ورزشي يا مسافرتهاي علمي قسمتي کوتاه به بحث درباره نماز و نماز جماعت اختصاص يابد.
* حداقل يک برنامه از برنامه هاي مستمر آموزش خانواده به اهميت و نقش نماز و به ويژه نماز جماعت اختصاص داده شود و در آن برنامه به اولياء تذکر دهند که اولا آموزش نماز بايد از سنين کم آغاز شود در خانواده نماز اول وقت اقامه شود و حتي الامکان با جماعت فرزندان خود را با کلام نرم آرام و به اقامه نماز و شرکت در نماز جماعت تشويق کنند.
* براي تشويق فرزندان به نماز از تشويق هاي مادي و کلامي استفاده نمايند. (البته بايد اين نکته تذکر داده شود که تذکر پيگير و مداوم و آرام با سماجت و اصرار و لجبازي تفاوت دارد.)
* در هر مدرسه مشاور يا مربي با استفاده از شيوه مشاور گروهي بينش دانش آموزان را در مورد نماز به ويژه نماز جماعت بازسازي و تقويت نمايند (بهتر است برنامه جلسات مشاور گروهي در مراکز امور تربيتي يا هسته هاي مشاور تدوين شود و به صورت جزوه اي به مدارس فرستاده شود دراين جزوه ها بايد در مورد فلسفه و حکمت نماز و نماز جماعت نيز بحث شود.)
* از شيوه موعظه و نصيحت فردي نيز براي افرادي که در نماز شرکت نمي کنند استفاده شود البته همان طور که ذکر شد اين موعظه بايد از سر دلسوزي و شفقت و مهرباني و با روش پسنديده درخلوت باشد و شخص موعظه کننده خود بايد در نماز جماعت شرکت دائم داشته باشد.
* استفاده از روش امر به معروف با زبان و عمل. براي اجراي اين روش همه بايد خود را مسئول بدانند مدير، معاونين، معلمين، مربيان و هم چنين دانش آموزاني که هم به فلسفه و حکمت و نقش نماز آگاهند وهم خود در نماز جماعت شرکت مي کنند بهر حال براي موفقيت در امر اقامه نماز جماعت يک بسيج عمومي لازم است.
ب- استفاده از پاداشها و تشويق هاي مادي و غيرمادي و تقويتهاي جانشيني
* براي دانش آموزاني که در نماز جماعت شرکت مي کنند کارتهاي ويژه تهيه شود و در آغاز به طور متوالي و سپس به طور متناوب به آنها داده شود و براي هر چند کارت جايزه هاي ويژه اي در نظر گرفته شود.
* دانش آموزاني که به طور مداوم در نماز جماعت شرکت مي کنند هرچند گاه به اردوهاي تفريحي، زيارتي، ورزشي، علمي برده شوند.
* با توجه به روش مورد توجه بودن الگوها مديران، معلمين، مربيان و معاونين در صفوف جماعت در کنار دانش آموزان شرکت کنند.
* امام جماعتي که براي اقامه نماز دعوت مي شود هم بايد جاذبه هاي ظاهري از جمله قيافه آراسته، خوش برخوردي، اخلاق نيکو، صورت خندان، نظم در اقامه نماز جماعت داشته باشد و هم جاذبه هاي معنوي مثل علم دين و علم به عرفان ،سادگي ، زهد و تقوي در برخورد و عمل، آشنايي با ويژگيهاي خاص نوجوانان و جوانان و کودکان قدرت بيان و مباحثه و مجادله احسن، پويايي و خلاقيت، از ايشان خواسته شود.
نماز را در حد ظرفيت کودکان، نوجوانان و جوانان با سرعت اقامه کنند.
* هرچند گاه دانش آموزاني که در نماز جماعت شرکت مي کنند در جلو صف تشويق و ترغيب قرار گيرند چنانکه در احاديث آمد خدا و فرشتگانش به کساني که در صف هاي جماعت شرکت مي کنند و درود مي فرستد.
* برخي از مسئوليتها و اداره بعضي از فعاليتهاو اردوها به شرکت کنندگان در نماز جماعت سپرده شود.
* مسئولين ضمن شرکت در صفوف جماعت با دانش آموزان شرکت کننده رفتاري توأم با توجه، ملاطفت، احترام، تکريم شخصيت و پذيرش تعريف و تمجيد داشته باشند و اين رفتارها را در حرکات غيرکلامي مثل حالات چهره و صورت و دست دادن با نوجوانان نشان دهند.
ج- پيشنهادات مروبط به مقدمات و آمادگيها براي نمازجماعت
* براي ادامه نماز جماعت حتماً وقت خاصي در مدرسه قرارداده شود درآن وقت خاص نه کلاسي تشکيل شود و نه فعاليت ديگر غير از نماز وجود داشته باشد.
* مدت زماني که نماز جماعت اقامه مي شود نه آنقدر طولاني که خسته کننده باشد و نه آن قدر سريع که بعضي به رکعات نماز نرسند.
* اذان نماز با صدايي شيوا و زيبا و تکان دهنده در محيط مدرسه پخش شود.
* مسئولين مدرسه با تذکرهاي کوتاه از کودکان ونوجوانان دعوت کنند که در نماز جماعت شرکت کنند.
* مکاني زيبا و وسيع به اندزه ظرفيت دانش آموزان مدرسه براي نماز آماده شود.
* مکان مخصوص نماز هميشه تميز و خوشبو باشد.
* اطراف نماز خانه جملات مخصوص نماز و احاديث معصومين نصب شود.
* هم چون يک امر مهم در تنظيم صفوف جماعت و هماهنگي در آن تلاش لازم به عمل آيد تا کودکان و نوجوانان احساس نظم و همدلي، هماهنگي و وحدت بنمايند.
* وضو خانه هاي تميز و با امکانات بهداشتي در تمام مدارس ساخته شود.
* هرچند گاه امام جماعت يا مسئولين ديگر در رابطه با موضوعي خاص يا به مناسبت بزرگداشت روزي خاص مسابقه اي براي دانش آموزان طرح نمايند و به برندگان حتما جايزه داده شود.
*به دانش آموزان شرکت کننده در نماز جاعت هرازگاهي فرصت استفاده از امکانات کتابخانه، امکانات سمعي، بصري ووسايل ورزشي داده شود اين بهره برداريها صرفاً در ازاي ارائه کارت امتياز شرکت درنماز جماعت باشد.
فهرست منابع :
1- قرآن کريم، ترجمه الهي قمشه اي.
2- احمدي، سيداحمد.(1380). اصول و روشهاي تربيت در اسلام، انتشارات دانشگاه.
3- اميري(1380) بررسي ويژگيهاي شخصيتي و خانوادگي دانش آموزان مدارس راهنمايي پسرانه منطقه جي، شهر اصفهان که گرايش به نماز دارند.
4- المنجد (1986)، دارالمشرق بيروت لبنان.
5- باقري، خسرو، (1380) نگاهي دوباره به تربيت اسلامي. انتشارات مدرسه.
6- براهني، محمد تقي وهمکاران (1369)، واژنامه روان شناسي و زمينه هاي وابسته انتشارات فرهنگ معاصر.
7- بندريگي محمد. (1358)
8- بهشتي، سيد جواد، (1375)، چهار صد سخن پيرامون نماز، ستاد اقامه نماز.
9- حسيني و دلاويز (1371). بررسي علل عدم گرايش به نماز در دانش آموزان مقطع راهنمايي و متوسطه استان مازندران.
10- ديلمي(1377).
11- رضائي.ع.(1375). اصل و نسب و دين هاي ايرانيان باستان. چاپ طلوع آزادي.
12- غمخوار يزدي.م.ج. (1375)، جايگاه نماز در اديان الهي. انتشارات سنبله.
13- ملکي تبريزي، ميرزا جواد آقا، ترجمه رضا رجب زاده. (1363)، اسرار الصلوه، انتشارات پيام آزادي.
14- ويل دورانت. ترجمه ايرج آريانپور و ع. احمدي.(1340) تاريخ تمدن. انتشارات اقبال.
پيوست
موضوع حديث منبع
امام حسين (ع) و فرمان اذن به فرزندش بحارالانوار، ج44، ص 314
انتظار نماز جماعت کفاره گناهان جامع احاديث الشيعه، ج6، ص 388
جايگاه نماز در دين اسلام کنزالعمال، ج7، حديث 18792
فريضه بودن نماز جماعت وسائل الشيعه،ج5، ص 371
منبع:راسخون
وقت نافلههاي يوميه
مسأله 768 : نافله نماز ظهر پيش از نماز ظهر خوانده ميشود و وقت آن از اول ظهر است تا موقعي كه آن مقدار از سايه شاخص كه بعد از ظهر پيدا ميشود ، به اندازه دو هفتم آن شود ، مثلا اگر درازي شاخص هفت وجب باشد ، هر وقت مدار سايهاي كه بعد از ظهر پيدا ميشود به دو وجب رسيد ، آخر وقت نافله ظهر است .نماز غفيله
مسأله 775 : يكي از نمازهاي مستحبي نماز غفيله است كه بين نماز مغرب و عشا خوانده ميشود . و وقت آن بعد از نماز مغرب است تا وقتي كه سرخي طرف مغرب از بين برود و در ركعت اول آن ، بعد از حمد بايد به جاي سوره اين آيه را بخوانند : و ذاالنون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدر عليه فنادي في الظلمات ان لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين فاستجبنا له و نجيناه من الغم و كذلك ننجي المؤمنين . و در ركعت دوم بعد از حمد بجاي سوره اين آيه را بخوانند : و عنده مفاتح الغيب لايعلمها الا هو و يعلم مافي البر و البحر و ما تسقط من ورقة الايعلمها و لاحبة في ظلمات الارض و لارطب و لا يابس الا في كتاب مبين و در قنوت آن بگويند : اللهم اني اسألك بمفاتح الغيب التي لايعلمها الا انت ان تصلي علي محمد و آل محمد و ان تفعل بي كذا و كذا ، و بجاي كلمه كذا و كذا حاجتهاي خود را بگويند ، وبعد بگويند : اللهم انت ولي نعمتي و القادر علي طلبتي تعلم حاجتي فأسألك بحق محمد و آل محمد عليه و عليهم السلام لما قضيتهالي.
|
مسجد ومحراب اگر چه در آموزه های دینی دارای جایگاهی منحصراً معنوی نبوده ( به ویژه محراب که اسم مکان از ریشه حرب است ) و بیشتر به عنوان پایگاهی برای پاسخگویی به غالب نیازهای مسلمانان برآمده بود ، به اندک زمانی با روحی که از لطافت ایمان و جذبه حضور درآمیخته بود به زیباترین بنای اسلامی بدل شد . به گونه ایی که شکل و ساخت مساجد در کشورهای اسلامی زیر بنای هنر و معماری اسلامی را تشکیل داد. معماری زیبا ، با کاشی کاری های هوش ربا ، کتیبه ها، گچبری ها ، معرق ها و دیگر عناصر معماری در هم آمیخت ومعماری اسلامی را پدیدآورد که هم اکنون مایه فخر ومباهات ملل اسلامی و یکی از جاذبه های گردشگری این کشورهاست . نمونه هایی از این مساجد ، مسجد شیخ لطف الله در اصفهان و تاج محل در آگره هند است .
در این گفتار سعی داریم مسجد یا مساجدی را از دوره خلفای عباسی تا قاجار معرفی کرده و به پاره ای ویژگی های معماری هرکدام از این بناها اشاره کنیم .
در اوایل این دوره مساجد با طرح صحن روباز و ایوان های ستون دار ساخته می شدند که نمونه ای از معماری دوره اموی و به طور کل اعراب بوده است . در بناها بیشتر از خشت استفاده شده و ستون های یک پارچه بودند . رفته رفته تغییراتی اساسی در بنای ساختمان ، ایجاد و به جای خشت از آجر استفاده شد و دیگر ستون های یک پارچه به کار نرفت . ازویژگی بسیار مهم مساجد در این دوره آن است که سقف مساجد کاملا مسطح و مناره در خارج و یا در جوار مسجد ساخته می شد. و برای تزیین دیوارها از کتیبه هایی به خط کوفی بهره گرفته می شد . نمونه برجا مانده از این دورهمسجد تاری خانه دامغان که در قرن دوم هجری ساخته شده و قدیمی ترین مسجد ایران است . جلوه این ساختمان با شکوه در سادگی و بی پیرایگی آن متجلی است . صحن این مسجد تقریباً مربع است که با ردیف طاق ها ، سه دالان را در امتداد قبله ایجاد می کند. طاق های بیضی شکل این مسجد به وسیله دیوارهای آجری ضخیم استوانه ای برپا ایستاده است . مسجد تاری خانه بیانگر ترکیبی از تکنیک های اصیل ایرانی و نقشه عربی است .مناره موجود، مدور و در قرن پنجم هجری ساخته شده است ، ولی بقایای یک مناره مربعی شکل که احتمالاً به هنگام بنای کل مسجد ساخته شده ، برجای مانده است. ( برای مشاهده عکس های این مسجد اینجا را کلیک کنید )
![]() |
تقليد چيست ، اصول دين ، فروع دين
تقليد يعني چه ؟
يعني اشخاصي كه مجتهد نيستند بايد به يك نفر مجتهد زنده عادل و اعلام تقليد كنند ، و بر طبق معلومات و فرمايشهاي او كه برگرفته از قرآن مجيد و اخبار است عمل كنند و الا اعمال و عبادات اينگونه اشخاص بي تقليد و خودسر باطل است .
اصول دين و مذهب :
1- توحيد
2- عدل
3- نبوت
4- امامت
5- معاد
توحيد ، نبوت و معاد اصول دين ، عدل و امامت اصول مذهب است .
فروع دين :
1- نماز
2- روزه
3- خمس
4- زكوة
5- حج
6- جهاد
7- امر به معروف
8- نهي از منكر
9- تولي
10- تبري
نمازهاي روزانه
1- صبح
2- ظهر
3- عصر
4- مغرب
5- عشا
نمازهاي روزانه هر كدام چند ركعت هستند؟
1- نماز صبح 2 ركعت
2- نماز ظهر 4 ركعت
3- نماز عصر 4 ركعت
4- نماز مغرب 3 ركعت
5- نماز عشا 4 ركعت
وقت نمازهاي روزانه :
صبح از اول طلوع سپيده صبح تا طلوع آفتاب .
ظهر از اول ظهر تا موقعي كه به قدر خواندن يك نماز عصر(به همراه وضو) تا مغرب بيشتر وقت نباشد .
عصر از بعد از خواندن نماز ظهر تا هنگام غروب شرعي .
مغرب از اول غروب شرعي تا بجا آوردن يك نماز عشا به نيمه شب مانده
عشا از بعد از خواندن نماز مغرب تا نيمه شب .
نمازشكسته :
نمازهاي چهار ركعتي در مسافرت دو ركعت خوانده مي شود .
نماز قضا :
اگر نماز در وقت معين خود بجا آورده نشوند ، بايد قضاي آن بجا آورده شود .
مقدمات نماز :
شناختن وقت كه هر نماز در وقت خودش بجاي آورده شود .
شناختن قبله كه نماز را رو به قبله بجا آورده شود .
پاك بودن بدن و لباس و محل گذاشتن پيشاني .
پوشانيدن عورتين ، هر چند كه در جاي خلوتي باشد و كسي حضور نداشته باشد
مباح بودن مكان و لباس نمازگذار ، يعني غصبي ( اموال ديگران ) نباشد .
با طهارت بودن ، يعني وضو يا غسل داشتن و اگز وضو يا غسل ممكن نباشد ، تيمم داشتن .
در لباس نماز گذار مو و پشم و كرك و پوست حيوان حرام گوشت و حيوان مردار ( حيوانيكه ذبح شرعي نشده باشد ) نباشد .
نماز يکي از ارکان مهم آيين زرتشت است و زرتشتيان در راه دين داري و رسيدن به کمال به برپايي نماز امر شده اند. نماز زرتشتيان بسيار شبيه نماز مسلمانان بوده است که در پنج نوبت بايد همراه با دعاهاي مخصوص ادا مي شد. هم چنين مقدماتي براي انجام اين مراسم عبادي دارند که به مقدمات نماز در اسلام بي شباهت نيست. در کتاب ديانت زرتشتي آمده است: «زرتشتي ها هر 24ساعت را به 5 دوره يا گاه تقسيم مي کنند و آداب مذهبي تابع اين «پنج گاه» است. بر هر زرتشتي مومن فرض است که در هر يک از پنج دوره ادعيه و مناجات هاي خاص بخواند.(1) جان ناس در تاريخ جامع اديان خود مي گويد: افراد زرتشتي در هر وقت روز بخواهند مي توانند به تنهايي به درون آتشکده بروند و قبل از ورود به معبد دست و روي خود را با آب شسته...»(2)
سرگرد لورنگ که خود يک زرتشتي است شرايطي را براي نماز زرتشتيان ذکر مي کند که بي شباهت به مقدمات نماز در اسلام نيست که عبارت اند از:
1. پاک بودن تن از هرگونه کثافت و نجاست؛
2. پاک بودن لباس از هرگونه پليدي؛
3. شستن دست و صورت که همان وضو باشد؛
4. پاک بودن جاي نماز از هرگونه پليدي و فساد؛
5. غصبي نبودن محل نماز.(3)
شباهت عجيب تر اين که در صورت نبودن آب به جاي وضو، بايد تيمم کنند.
در بخش هاي مختلف اوستا پيروان زرتشت بر انجام نماز ترغيب و تشويق شده اند.(4) البته نه نمازي که فاقد روح و انس قلب باشد.(
جابر بن عبدالله انصارى گوید:
روزى به همراه مولاى متّقیان، امام على علیه السلام بودم، شخصى را دیدیم كه مشغول نماز است، حضرت به او خطاب كرد و فرمود: آیا معنا و مفهوم نماز را مىدانى كه چگونه و براى چه مىباشد؟
اظهار داشت: آیا براى نماز مفهومى غیر از عبادت هم هست؟
حضرت فرمود: آرى، به حقّ آن كسى كه محمّد صلّى الله علیه و آله را به نبوّت مبعوث گردانید، نماز داراى تأویل و مفهومى است كه تمام معناى عبودیّت در آن خواهد بود.
آن شخص عرض كرد: پس مرا تعلیم فرما.
امام فرمود: معنا و مفهوم اولین تكبیر آن است كه خداوند، سبحان و منزّه است از این كه داراى قیام و قعود باشد.
دومین تكبیر یعنى؛ خداوند موصوف به حركت و سكون نمىباشد.
سومین تكبیر یعنى؛ نمىتوان خداوند را به جسمى تشبیه كرد.
چهارمین تكبیر یعنى؛ چیزى بر خداوند عارض نمىشود.
پنجمین تكبیر مفهومش آن است كه خداوند، نه محلّ خاصى دارد و نه چیزى در او حلول مىكند.
ششمین تكبیر معنایش این است كه زوال و انتقال و نیز تغییر و تحوّل براى خداوند مفهومى ندارد.
وجوب نماز شب مختص رسول خدا (ص) است ، نماز شب بر هیچ كس به جز رسول الله (ص) واجب شرعی ندارد حتی بر ائمه طاهرین (علیهم السلام) ؛ اگر چه خود ائمه (علیهم السلام) به جهت مقام و مرتبه بالایشان از قافله نماز شب عقب نمانده اند ، اعمال و احکامی که حضرت رسول(ص) بدان از سایرین ممتاز گشته اند، بسیارند. سیوطی در کتاب معروف خود « کفایة الطالب فی خصائص الحبیب » به هزار مورد از این خصائص اشاره کرده است.
آیاتی چون آیۀ دوم سوره مزّمل« قُمْ اللَّیْلَ إِلَّا قَلِیلًا» [ المزمل/ آیه 2]
و نیز آیۀ « وَمِنْ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ عَسَى أَنْ یَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا» [ الاسراء / آیه 79]
بر این امر تصریح دارند که نماز شب بر حضرت واجب بوده است. روایاتی هم از هر یک از فریقین اسلامی در تأیید این وجوب در کتب حدیثی و فقهی معتبر ذکر گردیده است.
1. نماز حضرت رسول صل الله عليه و آله
دو ركعت است ؛ در هر ركعت بعد از حمد، پانزده مرتبه سوره قدر و در هر يك از ركوع و بعد از سر برداشتن از آن و در سجود و بعد از سر برداشتن از آن و در سجده دوم و بعد از سر برداشتن از آن پانزده مرتبه سوره قدر خوانده مى شود و بعد از آن ، ركعت دوم نيز مثل ركعت اول انجام مى شود.
2. نماز حضرت على عليه السلام
چهار ركعت است به دو تشهد و دو سلام . در هر ركعت بعد از حمد، پنجاه مرتبه سوره توحيد خوانده مى شود.
3. نماز حضرت فاطمه عليهاالسلام
دو ركعت است ؛ در ركعت اول بعد از حمد، صد مرتبه سوره قدر و در ركعت دوم بعد از حمد صد مرتبه سوره توحيد خوانده و بعد از فارغ شدن از نماز تسبيحات حضرت زهرا عليهاالسلام انجام مى شود. اين نماز افضل نمازهاى مستحبى است و در اول شب ذى الحجه مؤ كد است . نماز ديگر آن است كه چهار ركعت نماز خوانده شود و به دو سلام ، در ركعت اول بعد از حمد پنجاه مرتبه سوره توحيد و در ركعت دوم بعد از حمد العاديات پنجاه مرتبه و در ركعت سوم بعد از حمد اذا زلزلت پنجاه مرتبه و در ركعت چهارم بعد از حمد اذا جاء نصراللّه پنجاه مرتبه خوانده شود.
4. نماز امام حسن عليه السلام
در روز جمعه خوانده مى شود و چهار ركعت است و مانند نماز اميرالمومنين عليه السلام مى باشد. نماز ديگر در روز جمعه خوانده مى شود و آن هم چهار ركعت است ؛ در هر ركعت بعد از يك حمد، بيست و پنج مرتبه توحيد خوانده مى شود.
5. نماز امام حسين عليه السلام
چهار ركعت است ؛ در هر ركعت سوره فاتحه پنجاه مرتبه ، سوره توحيد پنجاه مرتبه ، در ركوع ، فاتحه و توحيد هر يك ده مرتبه و چون از ركوع سر برداشته شود هر يك ده مرتبه و همچنين دو سجده اولى و در بين دو سجده و در سجده دوم هر يك ده مرتبه و چون از چهار ركعت نماز فارغ و سلام گفته شد، اين دعا بايد خوانده شود: اللهم انت الذى اءستجبت لادم و حواء... تا آخر دعا كه طولانى است .
6. نماز امام زين العابدين عليه السلام
چهار ركعت است ؛ در هر ركعت حمد يك مرتبه و توحيد صد مرتبه بايد خوانده شود.
7. نماز حضرت محمد باقر عليه السلام
دو ركعت است ؛ در هر ركعت ، يك مرتبه حمد و سبحان اللّه و الحمدلله و لا اله الا اللّه و اللّه اكبر صد مرتبه قرائت مى شود.
8. نماز حضرت صادق عليه السلام
دو ركعت است ؛ در هر ركعت حمد يك مرتبه و آيه شهد اللّه ... صد مرتبه ذكر مى شود.
9. نماز امام كاظم عليه السلام
دو ركعت است ؛ در هر ركعت حمد يك مرتبه و توحيد دوازده مرتبه خوانده مى شود. دعاى آن حضرت در مفاتيح الجنان آمده است .
10. نماز امام رضا عليه السلام
شش ركعت است ؛ در هر ركعت ، حمد يك مرتبه و بعد از حمد هل اءتى على الانسان ... ده مرتبه قرائت مى شود. (دعاى حضرت در مفاتيح الجنان ذكر شده است ).
11. نماز حضرت جواد عليه السلام
دو ركعت است ؛ در هر ركعت ، حمد يك مرتبه و توحيد هفتاد مرتبه است . (دعاى حضرت در مفاتيح الجنان ذكر شده است ).
12. حضرت هادى عليه السلام
دو ركعت است ؛ در ركعت اول ، حمد و يس و در ركعت دوم حمد و الرحمن خوانده مى شود.
13. نماز امام حسن عسگرى عليه السلام
چهار ركعت است ؛ دو ركعت اول بعد از حمد، پانزده مرتبه سوره زلزلت و در دو ركعت آخر بعد از حمد، پانزده مرتبه توحيد خوانده مى شود.
14. نماز حضرت صاحب الزمان (عج )
دو ركعت است ؛ در هر ركعت ، حمد يك مرتبه و اياك نعبد و اياك نستعين صد مرتبه تكرار مى شود؛ بعد از آن ، ادامه سوره حمد و سوره توحيد خوانده مى شود. سپس دعاى فرج قرائت مى شود: اللهم عظم البلاء و برح الخفاء.... (466)
بسم الله الرحمن الرحیم
محمد رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم تریهم رکعا سجدا یبتغون فضلا من الله و رضوانا سیماهم فی وجوههم من اثر السجود ذلک مثلهم فی التورایه و مثلهم فی الانجیل کزرع اخرج شطئه فارزه فاستغلظ فاستوی علی سوقه یعجب الزراع لیغظ بهم الکفار وعد الله الذین امنوا و عملوا الصالحات منهم مغفره و اجرا عظیما
سوره مبارکه فتح/ آیه ۳۹
ترجمه:
محمد پیامبر الهی است و کسانی که با او هستند بر کافران سختگیر و با خودشان مهربانند؛ آنان را راکع و ساجد ببینی که در طلب بخشش و خشنودی خداوندند؛ نشانه آنان در چهره هایشان از اثر سجود (آشکار) است؛ و این است توصیف آنان در تورات؛ و نیز توصیف آنان در انجیل، همانند نهالی که جوانه اش را برآورد، و آن را نیرومند سازد و ستبر گردد و بر ساقه هایش را بایستد، و کشاورزان را شاد و شگفت زده سازد، تا از دیدن ایشان کافران را به خشم آورد؛ خداوند به کسانی از ایشان که ایمان آورده اند و کارهای شایسته کرده اند، آمرزش و پاداشی بزرگ وعده داده است.
************************
کلمه رکع جمع راکع و کلمه سجد جمع ساجد است و مراد از اینکه فرمود مومنینی راکع و ساجد می بینی این است که مومنین نماز می خوانند. و کلمه تریهم استمرار را می رساند و حاصل معنای جمله این است که مومنین مستمرا نماز می خوانند. یبتغون از ابتغاء به معنی طلب کردن است.
معنای سیماهم فی وجوههم من اثر السجود این است که سجده پیروان حقیقی رسول، برای خدا، و تنها به منظور اظهار خشوع و ذلت در برابر اوست. این سجده در چهره آنان اثری بر جای گذاشته که همان سیمای خشوع برای خداست به طوری که هر کس ایشان را ببیند با آن سیما، ایشان را می شناسد.
برگرفته از تفسیر المیزان